سيد محمد كمره اى
285
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
فرازان نكوست ، قصدم بود . باز معذالك آقاى خلخالى مرا « 1 » اقتدار و نجمآبادى و سايرين خيانتها و چپاولها و دزدىها مىكنند يا نه گفته مىشود كه « 2 » عيب ندارد ، اما من يك لفظى كه نيستم خوب بود ظهور لفظ را براى من به قسمى كه نيتم داشتم صرف نموده و به غير حمل مىنمايند . دست دادن ايرانىها قيمت ندارد بعد از خدمت آقاى خلخالى به واسطه سير خوردن در سحر كه بويش اذيت مىكرد مىخواستم بروم . آقاى ملك الشعراء و چند نفر ديگر از رفقا رسيدند ؛ سلامى و تعارف با بشاشت و تبسم به ميان آمد . آقاى ملك دستى به سايرين داده ، الا خلخالى كه دست نداد . مذاكره شد كه دست نمىدهى ؟ عرض كردم : من دست مىدهم و اهميت نمىدهم . چون دست ما ايرانىها قيمت ندارد و براى بريدن خوب است . بعد با آقايان خداحافظى كرده بهسمت ميدان توپخانه ، شش دانه كدو هم خريده بودم در دستمال گذاشته به ابو طالب سيگارفروش امانت داده مقارن توپ از پايين جريدهء ايران رد شده ، مخبر ايران ، سلامى [ كرد ] و اظهار داشت كه اردبيلى به اسهال مبتلا و بهتر شده . بعد به خانه آقا اكبر آقا رفته ، افطار مفصلى تهيه نموده ؛ چايى ، خيار ، زردآلو ، آلبالو ، نان ، پنير ، سبزى ، شيربرنج ، چلو مسماى كدو ، همه صحيح . آقا كربلايى محمد ولى و آقا ميرزا عباسقلى خان آمده تعزيتى از كربلايى محمد ولى به واسطه فوت دخترش گفته ، بيچاره روزه نتوانسته بود بگيرد چون ديشب به واسطه ابتلاء دخترش افطار و سحرى نخورده بود . بعد افطار كرده تا ساعت سه از شب ميرزا على محمد خان منشى سابق غرب هم اواخر آمد . بلند شديم به خانه ميرزا اسماعيل خان شيرازى كاكا رفتيم ، نبود . منزل دكتر مهدى خان ، نبود . به اتفاق كربلايى محمد ولى و آقا ميرزا عباسقلى خان به منزل آقا شيخ محمود آقا و آقا شيخ عزيز الله طالقانى كه آقايان مىخواستند ديدن بكنند به من هم امر نمودند ، من هم اطاعت . آنجا رفته ، چايى و ميوه و خيار و زردآلو خورده ، ساعت پنج از شب بلند شديم و به اضافه سيد قريشى با
--> ( 1 ) . ناخوانا ( 2 ) . ناخوانا